السيد محمد حسين الطهراني

46

الله شناسى (فارسى)

اين بود عبارت ايشان در تعريف ظلّ ، و امّا سخنشان در تفصيل و تقسيم ظلال ازآن‌جهت است كه آنان عقل اوّل را « ظلّ اوّل » قرار داده‌اند ، و جميع عالم را « ظلّ ثانى » . امّا قرار دادنشان عقل اوّل را به ظلّ اوّل ، به جهت اين كلامشان است كه گفته‌اند : ظلّ اوّل عبارت است از عقل اوّل زيرا اوّلين تعيّنى كه به نور حقّ تعالى ظهور كرد و قبول صورت كثرت را - كه از شئون وحدت ذاتيّه است - به خود گرفت ظلّ اوّل بود . و نيز به جهت آنكه انسان كامل كه مسمّى مىباشد به « انسان كبير » حقيقت همين عقل است يا خود اين عقل است ؛ آن را به « ظلّ الإله » نام نهاده‌اند و گفته‌اند : ظِلُّ الإلَهِ هُوَ الإنْسانُ الْكامِلُ الْمُتَحَقِّقُ بِالْحَضْرَةِ الْواحِديَّة . « سايهء خدا فقط انسان كامل است كه به حضرت واحديّت حقّ متحقّق گشته است . » و همچنين است داستان نسبت به تسميهء آنان خلفاء الله را به ظلّ ، در سخنشان كه مىگويند : اولَئِكَ ظِلُّ اللَّهِ فى الارْض . « آنها سايهء خداوند هستند در روى زمين . » و ايضاً آنچه را كه دربارهء سلاطين مجازى مىگويند : آنها سايهء خدا هستند بر روى زمينها ؛ و أمثال ذلك . و امّا قرار دادنشان جميع عالم را به ظلّ ثانى ، بواسطهء گفتارشان است كه مىگويند : عالم ظلّ ثانى مىباشد و غير از وجود حقّ كه ظاهر است به صور ممكنات جميعاً ، در عالم وجود چيزى نيست . بناءً على هذا بواسطهء ظهور حقّ با تعيّنات ممكنات ، وجود حقّ ناميده مىشود به اسم « سِوَى » و به اسم « غَير » به اعتبار اضافه و نسبت حقّ به